بنام حق
شبکه سه بعد ازظهر امروز مستندی پخش کرد که برایم بسیار جالب و آموزنده بود.مستند "به سوی خورشید".موضوع مستند این بود که چند جوان دانشجوی بسیجی هیئتی، در ایام محرم هیئت و... را رها کرده و طی چند روز به یکی از روستاهای بین تهران و قم(چهل کیلومتری پایتخت) رفته بودندوخانه ننه خاور (پیر زنی فقیر) را بازسازی وبرایش حمام ودستشویی ساخته و در روز تاسوعا آن را تکمیل کرده بودند. ننه خاور که در اطراف روستا زندگی می کرد فقط یک اتاق داشت که سوخته بود واز حمام ودستشویی خبری نبود. ننه خاور می گفت هیچ کس را ندارد دوماه است به حمام نرفته است وبرای رفع حاجت به بیابان می رود.از او پرسیدند ایامی که برف وباران می آید چه می کنید؟گفت چاره ای ندارم....
نکته ها وعبرتها:
۱- اولین روزی که آقا صحبت از تشکیل بسیج سازندگی کرد سخت به دلم نشست.کار این جوانان بسیجی عزیزپاسخی درخور و عملی به خواسته آقا بود.
2- چرا باید در کشوری که چندین سال سازندگی وتوسعه سیاسی صورت گرفته درچهل کیلومتری پایتخت فقر اینگونه بیداد کند ودر مقابل بعضی از مسئولین کشوروآقازاده ها ویلاهایی دارای استخر وسونا وجکوزی... بسازند وآقازاده ها هم در طول سال چندین با به اروپا (خصوصا انگلیس) سفر کنند.ایکاش آقازاده ها هم....
3- چقدر شیرین بود لحظاتی که این جوانان در حال کار کردن وساختن خانه ننه خاور زیارت عاشورا را زمزمه می کردند.این است فرهنگ اصیل عاشورای حسینی.
4- با حضور این جوانان در روستا مردم روستا هم به کمک آنان آمده بوند وبارها ازآنان تشکر کردند.
5- یاد شهیدان عزیز رجایی وباهنر گرامی باد.بعد از سالها این دولت هم آغاز کننده فرهنگ کمک به محرومین شده است وتاکنون تقریبا خدمات خوبی انجام داده است.امید است خودشان قدر وقیمت کارشان را بدانند وضمن برطرف کردن کاستی ها وضعف ها، این نهضت را فراگیر کنند.
6- آری عجب درسی به من دادند که به عمل کار برآید به سخندانی نیست.ما هم اطرافیان وهمسایگان خود را فراموش نکنیم چرا که ممکن است افرادی مثل ننه خاور وشاید فقیرتر از او در اطرافمان باشند.
7- ننه خاور می گفت باور کنید من کسی را ندارم باز هم به من سر بزنید.پس بسم الله ...
علیرضا زرقانی
«ملوان انگلیسی به او می گوید مگر شما نماز در مکان غصبی را باطل نمی دانید؟ خب من راضی نیستم توی کشتی ام نماز بخوانی «بامبا» هم می گوید اشکالی ندارد. جانمازش را از روی عرشه کشتی بر می دارد و روی آب می اندازد. پا روی جانماز می نهد و شروع می کند به نماز خواندن. در تمام این مدت، کشتی و جانماز، کنار هم حرکت می کردند. ملوان انگلیسی فوراً با مرکز فرماندهی در «گابن» تماس می گیرد و ماجرا را گزارش می دهد. این را هم می گوید که وقتی به عرشه کشتی بازگشت، جانمازش را تکان داد و من ذرات گرد و خاک را دیدم. یعنی حتی خیس هم نشده بود. دستور می رسد او را به زادگاهش برگردانند چون هر جا برود باعث شورش و دردسر خواهد بود.» این حکایت تبعید «احمد بامبا»، مسلمان مبارز اهل کشور گابن است که انگلیس ها را وسط راه پشیمان کرد و به کشورش بازگشت. البته این بار به صورت محصور در منزل تا آخر عمر. و هم اینک قبر احمد ابامبا با ضریح و بارگاه و محوطه بزرگی، زیارتگاه مردم گابن و سایر کشورهای آفریقاست.
تا به حال فکر می کردم جاذبه دین برای اهل آفریقا به خاطر تعالیم عدالتخواهانه و مساوات نژادی و ظلم ستیزی است. اما گرایش به معنویت نیز در این قاره سیاه چشمگیر است. سفیر ایران در الجزایر که قبلاً سفارت جمهوری اسلامی در سنگال و ساحل عاج را به عهده دار بود، از اشتیاق مسلمانان آفریقای سیاه به انقلاب ایران می گوید و خاطره ای از سفر آقای هاشمی رفسنجانی تعریف می کند که انبوه جمعیت استقبال کننده را از صبح زود تا بعد از ظهر به خیابان ها کشاند.
آفریقای سیاه (جنوب صحرای آفریقا) بر عکس آفریقای سفید و عرب زبان شمال آفریقا (مصر، تونس، لیبی، الجزایر، موریتانی، و مراکش)، زمینه بسیار مساعدی برای فعالیت مذهبی و فرهنگی دارند. حتی دولت های این قسمت از آفریقا هیچ منعی برای اعزام مبلغ تشیع و تبلیغات انقلاب اسلامی ایران ندارند و مدارس علمیه تحت نظارت و مدیریت ایران در این کشورها اجازه فعالیت دارند. نه این که جریان وهابیت و عربستان در آفریقای سیاه سرمایه گذاری نمی کنند بلکه اهالی این منطقه تمایلی به پذیرش تعالیم مذهبی و سیاسی آنها ندارند. حتی واتیکان برای آفریقا هزینه های هنگفتی مصرف کرده و پاپ ژان پل دوم، سال 2000 میلادی را سال تولد آفریقای مسیحی خواند اما هیچکدام از این تلاش ها به نتیجه قابل توجهی دست نیافته اند. هر چه از نفوذ سلفی گری و پان عربیسم و مخالفت با تشیع در شمال آفریقا به شگفت می آیی، ظرفیت عظیم آفریقای سیاه، مسئولیت بر انگیز است.
کنسول سفارت ایران در الجزایر که مدتی از مأموریت خویش را در گینه گذرانده از تلاش های حاج آقای سید صالح موسوی در گینه می گوید: «از صبح زود تا دو بعد از ظهر به مدیریت مدرسه و تربیت طلبه های بومی می رسد و پس از یک ساعت استراحت و ناهار، سوار ماشین می شد و در جاده های ناهموار به مساجد شیعیان و خانواده های ایشان سرکشی می کرد تا ده شب. روزی نبود که یکی دو نفر برای شیعه شدن مراجعه نکنند. تازه تربیت طلاب بومی آثار خودش را دارد.»
خوشحالی از گسترش تشیع در آفریقا به معنای محدود ماندن در نزاع مذهبی با سلفی ها نیست. اینجا شیعه شدن مساوی است با انقلابی شدن و پایگاه مستحکمی برای انقلاب ایران، چرا که شیعه در دایره المعارف آفریقا ترجمانی جز امام خمینی و سید حسن نصرالله ندارد. نه مثل قم و ایران که هفتاد فرقه از تشیع داشته باشند با گرایش های مختلف ضد انقلابی و غیر انقلابی و سازشکارانه و عزلت طلبانه و ... و باید دانست که اگر ما برای تبلیغ و گسترش تعالیم مذهبی و انقلابی مان در این منطقه تلاش نکنیم، دیگران بیکار نمی نشینند.
البته عمق نفرت آفریقای سیاه از غرب و سفید پوستان غیر ایرانی! کار را برای ما بسیار آسان تر کرده است. زن سفیر ایران می گوید: «زن سفیر فرانسه در ساحل عاج، توی مهمانی شام از من پرسید شما چه موقعی به خدمتکاران غذا می دهید؟ گفتم آنها با ما غذا می خورند. گفت همین شماها هستید که اینها را پررو کرده اید. ولی ما غذایمان را که خوردیم، توی سطل زباله می ریزیم و خدمتکارها باید از توی سطل آشغال، شام بخورتد!» و نتیجه تداوم این تحقیر های نژادی تا آنجاست که یک طلبه اهل سنگال می گوید: «شما ایرانی ها خیلی خوبید. فقط حیف که سفید پوست هستید!»
منبع:نشریه راه
زیر این لحاف ابری بزرگ آسمان شهر شب
پلکهای چشم های خسته ای
بس که منتظر به در نشسته است
به روی هم نمی رود!
در سرمای بی دریغ زمستان
کنار حوصله تنگم
نشسته ام
وبا خود
تکلم که، نه
راه ها را به تماشا
تبسم می کنم!
ناگهان
کسی
شاید خودم
به شانه ام می زند
تا برف تنهائی ام را بریزد
اما من
همچنان در سرمای برف خویش مانده ام
وتمام چشمانم را به گریه
رسوا
و یوسفم را
در شب های بی شعرم
نجوا.
علیرضا زرقانی
نزدیک ترازخودم
کنارپنجره سبزتنهایی نشسته ام
وبه چشم های تاریخ گذشته زندگی
خیره شده ام
ودردهای بی شمار گذشته را مرور
ومجال های اندک آینده را
با خود نجوا می کنم
آن روبروتر از خودم هم
زلیخاتر ازیوسف
دراندرون خویش
گوش تا گوش نشسته است
وترنج ها را بازخوانی می کند
وبازهم من
گاهی خودم را می کاوم
وگاهی دلم را می بینم
که فرهاد را کوه می کند ...
اما انگار
ازاوج آسمانها صدایی می آید
ودریجه ای ازنورخورشید
درحال تابیدن است
و
عجبا !
که خداوند،
دارد لبخند می زند .
علیرضا زرقانی
خدایا! خوشا آنان که از زلال سرچشمه خشوع می نوشند و درباران فروتنی نماز خاشعانه می خوانند.
خدایا! افق، درعین این که آسمانی است سر برزمین تواضع می ساید.اما بدا به حال این کم بهای زمینی، که سر بر آسمان تکبر می گذارد.
الهی! مغرورم برآنچه ازمن نیست. واین ابلهانه نیست؟
خدایا! فغان و آه، از قلت توشه وبلندی راه دراز و دوری سفر و سختی ورود.
الهی! مسافر، بار خود سنگین نمی کند که مبادا از سفر بازماند اما این بی بهای سنگین بار هنوز نمی داند که مسافر است.
خدایا! بدا به حالم که جاذبه های پرجذبه دوستی، مرا به گمراهی می کشاند ودافعه های پرطمطراق دشمنی، مرا ازحق وعدل می راند.
خدایا! مرا به زنجیر خود ببند که در زنجیره گناه گرفتارم.
خدایا! این بنده مسکین و حقیر و سراپا تقصیر را، از بازار زیانبار دنیا چشم بسته بران وبه سرعت بگذران تا در خانه خودت قرار وآرام گیرد.
خدایا! فغان وآه و آه! که رضای تو شاهین سنجش من نیست و بر کرسی قضاوت که می نشینم همه را با یک ترازو وزن نمی کنم
الهی! تیرگی جهالت از دل سیاه بختمم بزدا و انوار معرفتت برقلبم بتابان و روزنه ای به سوی حقیقت جانم بگشا.
خدایا! به من بیاموز که آوازم فراتر از شنودم نرود.
خدایا! جز تو به چه کسی پناه برم که از تشعشعات انوار یقین محرومم و از پرتو خورشید معرفت بی نصیب.
خدایا! جام بلورین دلم را بشکن که خودت گفته ای « اَنا فی المنکسرة القلوب » آشیان من دردلهای شکسته است.
خدایا!زمان هم چنان بر مدار انتظار می چرخد و بدا به حال من که در این سیر چرخش بی قرار به عادت می چرخم.
علیرضا زرقانی
عاقبت یک روز مغرب محومشرق می شود
عاقبت غربی ترین دل نیز عاشق می شود
شرط می بندم که فردایی – نه خیلی دیرودور_
مهربانی، حاکم کل مناطق می شود
هم، زمان سهمیه دلهای دل تنگ وصبور
هم، زمین ارثیه جانهای لایق می شود
قلب هرخاکی که بشکافد، نشانش عاشقی ست
هرگلی که غنچه زد، نامش شقایق می شود
با صداقت، آسمان سهمی برابرمی دهد
باعدالت، خاک تقسیم خلایق می شود
عقل هم باعشق، یک جوری توافق می کند
عشق هم باعقل، یک نوعی موافق می شود
عقل اگرگاهی هوادارجنون شد، عیب نیست
گاه گاهی عشق هم، هم رنگ منطق می شود!
صبح فردا، موسم بیداری آیینه هاست
فصل فردا، نوبت کشف حقایق می شود
دست کم، یک ذره درتاب وتب خورشید باش
لااقل، یک شب بگو : کی صبح صادق می شود؟
می رسد روزی که شرط عاشقی، دلدادگی ست
آن زمان، هردل فقط یک بارعاشق می شود!
شاعر:خلیل ذکاوت
آری قبول ! شاید بر من خرده بگیرید که چرا این بار مطلبم را که همیشه ادبی بود سیاسی نگاشته ام .در یک جمله این که؛ این بار هم مثل دفعات قبل آنچه از دل برآمد برقلم جاری شد.
احساسم این است آقای احمدی نژاد ضمن این که اشتباهاتی داشته است اما با تمام وجود خدمت کرده است و تغییرات اساسی و مفیدی هم ایجاد کرده است که مهمترین آن ها، کم کردن فاصله مردم و مسئولین، توجه به اقشار محروم ، مردم داری ، ساده زیستی، شجاعت در مقابل ظالمین بین المللی ، باز کردن چرخه بسته مدیریت و...می باشد.والبته همه اینها کم نیست....ضمن این که چیزی نصیب من نشده است....باز هم می بخشید! اگر همه صاحبان زر و زور و تزویر با هم او را تخریب نمی کردند شاید ...
خوشحال می شوم در نظرسنجی انتخاباتی وبلاگم شرکت کنید.
عزیزان! حتما بخوانید و به ایرانی بودن مان افتخار کنید.
بعد از ساعت ها تحقیق نکته ها و مطالب زیر را فراهم کردم که ارزش یک بار خواندن را حتما دارد.
* نظرات کاربران پایگاه اینترنتی الجزیره همزمان با دستگیری و عفو نظامیان متجاوز انگلیس :
v متال ـ ایتالیا : خداوند قادر را سپاس، که اسلام و مسلمین را به دست ایرانیان عزت بخشید. خدا را شکر که کسی(احمدی نژاد) را می بینم، که می تواند به دیگران« نه» بگوید، زیرا که حق با اوست و سکوت و ذلت را کنار گذاشته است. زنده باد امثال احمدی نژاد!
v گرونینگن ـ هلند : ایران به آرزویت رسیدی... رئیست سرافرازت کرد... ای احمدی نژاد! ای کاش که به بلندا روی و ما به سوی تو حرکت کنیم و جا پای تو بگذاریم.
v عبدالله عاتق السوادی ـ روزنامه نگار یمن : نحوه برخورد احمدی نژاد با قضیه اسرای انگلیسی، مرا شگفت زده کرد؛ همچنین ارسال نامه های متعدد به رؤسای آمریکا و شورای امنیت و قرائت هدفمند آیات زیبای قرآن، که بیان کنندۀ مضامین تعالیم دین اسلام بود...
* تیتر رسانه های مشهور جهان همزمان با سفر احمدی نژاد به نیویورک و دانشگاه کلمبیا :
v روزنامه راسیسکایا روسیه : احمدی نژاد بدون پرداخت هیچ هزینه ای، بهترین زمان پخش همه کانالهای تلویزیونی آمریکا را به خود اختصاص داد و با هنرنمایی ماهرانه اش، هر مجری سیاسی و رسانه ای را به حیرت واداشت و آمریکا را مات کرد.
v روزنامه لیبراسیون پاریس : محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران، ستاره واقعی نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد بود.
v روزنامه لوسوار بروکسل : نیویورک دهها رئیس جمهور را فراموش کرد و سراپا گوش و چشم شد برای احمدی نژاد.
v مؤسسه نظر سنجی « دیلی کاس دات کام » آمریکا : محبوبیت احمدی نژاد در آمریکا افزایش یافت و 40 درصد آمریکائی ها طرفدار احمدی نژاد هستند.
* عضویت ایران در پیمان امنیتی شانگهای، عضویت در اتحادیه سارک، افزایش موقعیت ایران در پیمان اکو، جایگاه ایران در اوپک، تأسیس سازمان تولید کنندگان گاز (اوجک)، محوریت ایران در کنفرانس اسلامی و جنبش عدم تعهد، پیمان تجاری بالا با کشورهای آمریکای لاتین و امضای قراردادهای دو جانبه امنیتی با کشورهای همسایه نشانه موقعیت بین المللی و منطقه ای جمهوری اسلامی ایران و دولت نهم است.
* کتاب جدید رابرت بائر : ایران تنها کشور با ثبات و پایدار در خلیج فارس است و یک بازیگر عقلانی با خواسته های ثابت منطقی است.
* روزنامه لس آنجلس تایمز به قلم لارنس کلب : هر گونه صلح در افغانستان در غیاب ایران، غیر ممکن و نا محتمل است؛ با توجه به نفوذ عظیم ایران در مناطق خاصی از افغانستان، آمریکا چاره ای جز این ندارد که برای ایجاد صلح در این کشور در مقابل ایران کوتاه بیاید.
* حضرت امام (ره) :
v رئیس جمهور باید خود را خدمتگزار مردم بداند و آن را شرافت برای خود بداند. (11/5/60)
v رئیس جمهور باید تشریفات را کم کند. (13/6/64)
ادامه مطلب
آری قبول ! شاید بر من خرده بگیرید که چرا این بار مطلبم را که همیشه ادبی بود سیاسی نگاشته ام .در یک جمله این که؛ این بار هم مثل دفعات قبل آنچه از دل برآمد برقلم جاری شد.
احساسم این است آقای احمدی نژاد ضمن این که اشتباهاتی داشته است اما با تمام وجود خدمت کرده است و تغییرات اساسی و مفیدی هم ایجاد کرده است که مهمترین آن ها، کم کردن فاصله مردم و مسئولین، توجه به اقشار محروم ، مردم داری ، ساده زیستی، شجاعت در مقابل ظالمین بین المللی ، باز کردن چرخه بسته مدیریت و...می باشد.والبته همه اینها کم نیست....ضمن این که چیزی نصیب من نشده است....باز هم می بخشید! اگر همه صاحبان زر و زور و تزویر با هم او را تخریب نمی کردند شاید ...
خوشحال می شوم در نظرسنجی انتخاباتی وبلاگم شرکت کنید.
|
آقاى احمدى نژاد شما مقصريد!! | |
|
یادش بخیر!!
بچه ها برپا!
اجازه بده
به کودکی هایم برگردم
و به اندازه
همه سکوت هایت!
تمام قد بلند شوم
خودم را ساکت
و به پایت بریزم
راستی عزیز!
چرا گچ ها
موهایت را سفید کرده اند ؟
و باز هم
یادش بخیر!!
بچه ها برجا!
علیرضا زرقانی

