تواضع باران(شعر نو)
روزی تو خواهی آمد از کوچه های باران ...
لینک دوستان
پيوندهای روزانه
 

سهم قلبت معرفت

سهم چشمانت بهار.

 

 

مهربان تر از خودت با طبيعت باش.

بزرگواران! ايام به نور و نيكي.

                            عليرضا زرقاني

[ چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۱۲ ] [ 9:49 ] [ علیرضا زرقانی ]

 

 

حرف امروز

حرف فردا است

وقتی غروب امروز

ختم دیروز را گرفت

تدارک فردا را ندید

و سنگ پیش پایش

زمین زد او را.

 

حرف زمین

حرف باران است

حرف بغض های ابر سرگردان

باران که می بارد

حرفش را نمی فهمی

و به چتر پناه می بری.

 

حرف مجنون

حرف لیلی است

وقتی مجنون لیلی نداشت

عشقی نبود

وهمین فاصله مجنون است از لیلی.

 

حرف مریم

حرف پاکی هاست

وقتی مریم

حرف مردم را شنید

غزل هایش گریه دار شد

وقتی حرف خدا را شنید

در آشوب صدا رقصید

و موهای باران را شانه زد

حرف است تا حرف.

علیرضا زرقانی.9/4/93

[ شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۶ ] [ 17:15 ] [ علیرضا زرقانی ]

 

 

داستانی دارد دستانت

که عمری بر خاک و آب بوسه می زند

و درخت حیات فردا را

زیر چهره خندان آفتاب

شاخ و برگ می دهد

 باشد برای بعد

که دستانی دیگر

نشانه های زندگی را

قتل و عام می کنند

دستان من هم

به زیبایی عادت کردند

وقتی زیبایی چروک دستانت را

 استشمام کردند.

                   علیرضا زرقانی.15/12/91

[ پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۴ ] [ 17:12 ] [ علیرضا زرقانی ]

 

 

وقتی آن مرد مرد

 از اتاق کاه گلی

 شبانه بلند کرد

 تابوت گل زرد

 چشم خدا

بی صدا خون گریه  کرد

 از مظلومیت آن مرد.

علیرضا زرقانی.24/1/92

[ چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۳ ] [ 19:43 ] [ علیرضا زرقانی ]

 

دادگاه رسمی است!   

قاضی بر کرسی قانون نشسته

و عدالت با تردید قضاوت می شود

 

متهم حاضر است

و به ظلمی فاحش ضجه می زند

                                  

شاکی قصاص را به خون می خواند

و وکیل به بلندای نامش نان می خورد

                            

متهم دستانش خالیست

 نه! نه!

ببخشید، دستبند دارد!

                               

تردید قاضی جدی می شود!

وجدانش قاضی می شود

انصاف را به دست می گیرد

و خود مجرم می شود

      

محکمه غوغاست  

طعم سیب عدالت چه شیرین می شود!

                                         علیرضا زرقانی .10/2/89

[ دوشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۱ ] [ 17:11 ] [ علیرضا زرقانی ]

در باز و بسته شد

باران رحمتش

از چشم آسمان

آرام و بی صدا

بارید و شاد کرد

بانو سلام

معصوم خنده ها

لطف عفیفه ها

صدر کریمه ها

آهو را برادرت

ما را تو ضامنی.

علیرضا زرقانی.3/12/91

 

[ شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۹ ] [ 19:26 ] [ علیرضا زرقانی ]

 

گفته بودی

سر کوچه منتظر باشم

کوچه خیابان شد نیامدی...

دلواپسم نیایی

فرصت بدعهدی پیدا کنم

و کوچه قبرستان نگاهم شود.

علیرضا زرقانی.27/8/86

[ پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۶ ] [ 17:32 ] [ علیرضا زرقانی ]

 

در قاب های کوچک تصویر

و از فرسنگ ها فاصله

با خدا و مردم نشسته اند

و آزادی را هی هی

و روزهای بی برکت را فرا می خوانند

به قول گاندی

پنجره اتاقم

به روی تمام نسیم ها گشوده است

تا لذت ببرم

این نسیم

اگر طوفانی شود

که فرهنگم را هدف گیرد

پنجره اتاقم

به روی تمام طوفان ها خواهم بست

 

می دانیم تا مدینه فاضله

راه درازی دارد ایران

اما اینجا ایران

با کودکانی روشن

یک اتفاق مبارک را

در شرف وقوع دارد

اینجا جویبارها زمزمه می کنند

و زندگی جریان دارد

اینجا درخت دانش به بار نشسته

و همسایه ها

باغ را به هم نشان می دهند

آنها از پنجره این باغ

کاهش آلام خود را

به تماشا نشسته اند.

علیرضا زرقانی.19/12/90

[ دوشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۳ ] [ 7:34 ] [ علیرضا زرقانی ]

 

ببین مهدی پسرم

روشنی دلم!

این قناری اگر اذان می خواند

و این شکوه سراسر جنگل

اگر نماز به جماعت می خواند 

با تو هم هستم دخترم!

زلال روشنم!

و این رود خروشنده

اگر می لولد و می رقصد

 این خلیج همیشه فارس

اگر هی هی می کند و ترانه می خواند

همه به برکت لاله های در خون تپیده است

آری! میوه های دلم

اگر این پرچم

شعر به شکوه می سراید

و اگر در این مرز و بوم

زندگی جریان دارد

همه مدیون اوست

خون او! جوانه های دلم

شقایق های بی گناه

 

مبادا!

هرگز مبادا!

نامشان

یادشان

راهشان 

فراموشمان شود.

علیرضا زرقانی.12/11/91

[ پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۰۹ ] [ 18:36 ] [ علیرضا زرقانی ]

 

 

من فقط آدمم

 نه کمتر، نه بیشتر

نه چاپلوسم، نه حسود

نه قانعم نه اهل جود

می خواهم صبوری را تمرین کنم

رنجیدن مانعم می شود

می خواهم گوش و چشمم را تکذیب کنم

سوء ظن قلقلکم می دهد

روی جدول های خیابان به تعادل می اندیشم

کنار خیابان دیوانه راه می روم

می خواهم عاقلانه زندگی کنم

عاشقانه می شود

می خواهم مخاطب داشته باشم 

خود مخاطب عاشقانه های اویم

من فقط ادمم

نه کمتر نه بیشتر.

                  علیرضا زرقانی.16/1/93

[ یکشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۰۵ ] [ 11:16 ] [ علیرضا زرقانی ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم



السلام علیک خوش آمدی آقا
عجبا راه گم کردی چه شد اینجا....؟

چایی ام تازه دم شده بفرمایید
قدر یک استکان گپی با ما

حال و روزم گرفته تر شده است
من هنوزم مسافرم اما

خورده ام بازهم به کوچه ای بن بست
ور دویدم تمام فاصله را

تازه فهمیده ام پس از عمری
میدویدم ولی نه سمت شما....

مانده ام در مسیر سردرگم
دست من گیر و یاری ام بنما.
علیرضا زرقانی

-----------------------------------

مخلص همه خامه بدستان با معرفت.

موسیقی جمعه ها - پویا بیاتی
 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar