تبليغاتX
باران

 

من با نگاهم

 به تلاقی نگاهت خواهم رفت

آیا تو ما را مهمان خواهی کرد

یا من نگاه شما را آقا ؟

 

***

گفتي: غزل بگو! چه بگويم؟ مجال کو؟

شيرين من، براي غزل شور و حال کو؟

 

پر مي زند دلم به هواي غزل، ولي

گيرم هواي پر زدنم هست، بال کو؟

 

گيرم به فال نيک بگيرم بهار را

چشم و دلي براي تماشا و فال کو؟

 

تقويم چارفصل دلم را ورق زدم

آن برگهاي سبِِِِزِِ سرآغاز سال کو؟

 

رفتيم و پرسش دل ما بي جواب ماند

حال سؤال و حوصله قيل و قال کو؟

 قیصر  امین پور

 

 

نوشته شده توسط علیرضا زرقانی در سه شنبه 1386/08/15 ساعت 5:44 | لینک ثابت |

 

 

 

بازهم تونیستی، بازهم دلم پراست

زندگی بدون توخارج ازتصوراست

 

پرسه ای که می زنم، اوج دل گرفتگی است

خنده ای که می کنم ازسرتظاهراست

 

بی وساطت توای آبی همیشگی

بین آب وآینه سایه ی تنافراست

 

ازکرانه های خواب، آفتاب من، بتاب

زیرسایه زیستن واقعا نفس بٌراست

 

بازهم درآینه خیره می شوم ولی

بازهم تونیستی، بازهم دلم پراست

         

نجاری

نوشته شده توسط علیرضا زرقانی در جمعه 1386/08/04 ساعت 16:32 | لینک ثابت |
 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar